مدح و شهادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و مرثیه امام مجتبی
زهرا که از داغ پیـمـبر شد عـزادار اشکش چکید از چشم و حیدر شد عزادار اسلام از این لحظه در سیلِ غم افتاد آیاتِ قـرآن تا به محـشر شد عـزادار کـعـبه به تـابـوتِ نـبی میداد بـوسـه زمزم شبیه حوض کوثر شد عزادار غار حرا گم کرد یار و مونـسـَش را سنگِ صبورش رفت و آخر شد عزادار أم أبـیـهـا ســوخـت از داغِ یـتــیـمـی یا أیـهـاالـسـادات! مـادر شد عـزادار بعد پـدر غـم با أمیرالمـؤمنین خورد در کوچه با غصب فدک مادر زمین خورد این داغ، عمری قاتلِ جانِ حسن بود آن کـوچه باریک زنـدانِ حـسـن بود دستیکه بالا رفت و سیلی زد به مادر تـنهـا دلـیلِ دستِ لـرزانِ حـسـن بود از همسرش جای محبت زهر نوشید این هم جواب لطف و احسانِ حسن بود با مهربانی بسکه روی خوش نشان داد مرد جزامی باز مـهـمان حـسـن بود با گـریـه پـا به پـایِ سـائلها میآمـد هر روز حاتم مرثیهخوانِ حسن بود! بعد پدر غـم با أمیرالمـؤمـنین خورد در کوچه با غصب فدک مادر زمین خورد |